الشيخ عباس القمي

1505

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي )

[ 2 - استفتاء مكتوب ] دومش آن كه على بن يقطين به آن حضرت نوشت كه روايات در باب وضوء مختلف است مىخواهم به خطّ مبارك خود مرا اعلام فرماييد كه چگونه وضو مىكرده باشم ؟ امام عليه السّلام به او نوشت كه تو را امر مىكنم به آن كه سه بار رو بشويى ، و دست‌ها را از سر انگشتان تا مرفق سه بار بشويى و تمام سر را مسح كن و ظاهر دو گوش را مسح نماى و پاها را تا ساق بشوى به روشى كه حنفيّان مىكنند ! چون نوشته به على رسيد تعجّب نموده با خود گفت : اين عمل مذهب او نيست و مرا يقين است كه هيچ يك از اين اعمال موافق حقّ نيست امّا چون امام عليه السّلام مرا به اين مأمور ساخته مخالفت نمىكنم تا سرّ اين ظاهر شود ، و بعد از آن هميشه آن چنان وضو مىساخت تا آن كه مخالفان و دشمنان گفتند به هارون ، على بن يقطين رافضى است و به فتواى امام موسى كاظم عليه السّلام عمل مىكند و از فرمودهء او تخلّف روا نمىدارد . و رشيد در خلوت با يكى از خواصّ خود گفت كه : در خدمت على تقصيرى نيست امّا دشمنانش بجدّاند كه او رافضى است و من نمىدانم كه امتحان او به چه چيز است كه بكنم و خاطرم اطمينان يابد ؟ آن شخص گفت : شيعه را با سنّى مخالفتى كه در باب وضوء است در هيچ مسأله و فعلى آن قدر مخالفت نيست ، اگر وضوى او با آن‌ها موافق نيست حرف آن جماعت راست است و الّا فلا . رشيد را معقول افتاده روزى او را طلبيد و در يكى از خانه‌ها كارى فرمود و به شغلى گرفتار كرد كه تمام روز و شب مىبايست اوقات صرف كند ، حكم نمود كه از آنجا بيرون نرود و به غير از غلامى در خدمت او كسى را نگذاشت ، و على را عادت بود كه نماز را در خلوت مىكرد ، چون غلام آب وضو را حاضر ساخت فرمود كه در خانه را بسته برود و خود برخاست به همان روش كه مأمور بود وضوء